داستان های از بزرگان و منابع جدید قدیم
نويسندگان
سید رضا هاشمی

روزی خانمی در حال بازی گلف بود که توپش تو جنگل افتاد او دنبال توپ رفت و دید که یک قورباغه در تله گیر کرده است. قورباغه به او گفت : اگر مرا از این تله آزاد کنی سه آرزوی تو را برآورده می کنم

 

زن قورباغه را آزاد کرد و قورباغه گفت : “متشکرم” ولی من یادم رفت بگویم شرایطی برای آرزوهایت هست

 

هر آرزویی داشته باشی شوهرت 10 برابر آن را می گیرد

 

زن گفت : اشکال ندارد !

 

زن برای اولین آرزویش می خواست که زیباترین زن دنیا شود !

 

قورباغه اخطار داد که شما متوجه هستید با این آرزو شوهر شما نیز جذابترین مرد دنیا می شود و تمام زنان به او جذب خواهند شد ؟

 

زن جواب داد : اشکالی ندارد من زیباترین زن جهان خواهم شد و او فقط به من نگاه میکند !

 

بنابراین اجی مجی و او زیباترین زن جهان شد !

 

برای آرزوی دوم خود ، زن میخواست که ثروتمندترین زن جهان باشد !

 

قورباغه گفت : این طوری شوهرت ثروتمندترین مرد جهان خواهد شد و او 10 برابر از تو ثروتمندتر می شود

 

زن گفت اشکالی ندارد ! چون هرچه من دارم مال اوست و هرچه او دارد مال من است

 

بنابراین اجی مجی و او ثروتمندترین زن جهان شد !

 

سپس قورباغه از آرزوی سوم زن سوال کرد و او جواب داد : من دوست دارم که یک سکته قلبی خفیف بگیرم و شوهرم …




 
 
[ چهارشنبه 5 مهر 1396  ] [ 9:51 PM ] [ سید رضا هاشمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

درباره وبلاگ

آخرين مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 45710 نفر
كل مطالب : 769 عدد
کل نظرات : 0عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 1 اسفند 1396